حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

299

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

ضرب كنند و بزنند . و اكر بر يكطرف نشانده باشند ، طول آن در دانكنيم يك كز ضرب كنند ، و بر آن حساب كنند . و حكم درخت بر كنار أنهار همين است . ديكر : كرمى « 1 » و باغى كه چهار ساله بود ، كه ميانهء آن را نشانده باشند ، آن را بر كروم « 2 » جديده و حديثه نويسند ، و يك نيمهء از آنج بررز « 3 » معمورهء قديمهء تمام بار نهاده باشند ، بر آن كرم وضع كند و بنويسد . ديكر : كرمى كه آن را مطبّق « 4 » كويند - باصطلاح أهل قم آن را غير ساباط كويند - مثل باغات و كروم قم ، آن را بپيمايند ، دو ذانك جهت سواقى « 5 » - كه آن را به زبان قمى كوز « 6 » كويند - در حساب نيارد . ديكر : كرمى كه خراب باشد ، آن را خراب نويسد . و كرمى كه ميانهء را بر پى يكديگر ننشانده باشند ؛ بل كه ميآنهاى آن متفرّق باشند آن را بشمارد ، و بيست و چهار اصل ميانهء را

--> عربى كه در « لسان العرب » در وصف آن آمده است : ( الساباط : سقيفة تحتها ممرّ نافذ ) ، يعنى راهرويى سقف‌دارى است كه از زير آن عبور كنند . ( 1 ) . كرم : ( به فتح كاف و سكون راء ) درختهاى مو و انگور ، انگورستان . ( 2 ) . كروم : جمع « كرم » به معناى درخت مو . ( 3 ) . رز : درخت انگور ( لغت‌نامه دهخدا : ماده رز ) . ( 4 ) . بوته مو بر دو گونه است : 1 - كرم مطبّق ( يا غير ساباط ) : مويى است كه ساقه و پايه بوته‌هاى متعدد آن به گونه‌اى در هم تنيده‌اند كه قابل تمييز و تشخيص نمىباشند ، در « لسان العرب » گياه « طباق » را گياهى دانسته است كه پايه بوته‌هاى آن بقدرى در نزديكى يكديگر است كه ( لا يكاد يرى منه واحدة منفرده ) ، يعنى يك دانه از آن به تنهايى قابل ديدن نمىباشد . 2 - مويى كه هر پايه آن به تنهايى رشد كرده و بر روى ساباط ( سقفهاى چوبى مخصوص آويزان‌كردن مو ) قرار مىگيرد . ( 5 ) . سواقى : جمع « ساقيه » ، پشته و بلندى دو سوى جوى آب را گويند . ( 6 ) . در صحاح الفرس آمده است : كوز : ( چفته بود ، يعنى خميده ) ، و چون دو سمت ساقيه معمولا خميده مىباشد ، احتمالا اين اصطلاح برگرفته از اين لفظ باشد .